خانواده

کودک عاشورایی

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 18:29  توسط اشعری  | 

اهمیت تربیت فرزند

بزرگ مربی اسلام ، علی (ع)در سخنان گهربار خود بارها و بارها از این امر مهم پرده برداشته وآثار و نتائج مثبت تربیت فرزند و پیامدهای منفی بی توجهی به آن را بیان داشته اند . بر خلاف برداشت و نگرش برخی افراد که از فرزند بیشتر به عنوان ابزاری برای پاسخگویی به نیاز عاطفی والدین ونیز عضوی برای تامین و خدمت به خانواده و مایه فخر و مباهات والدین نگریسته می شود ، امام علی (ع) به فرزند بسی فراتر ازاین نگریسته و آن را عطیه ای الهی بر شمرده اند که در پرتو توجه و تربیت والدین به رشد کافی رسیده و در پی نیکوکاری و احسان به والدین بر می آید . در نهج البلاغه آمده است که : « امام علی (ع) در تولد فرزندی تبریک گفتنی این چنین رابه دیگران توصیه نمود : «امید که بخشنده اش را سپاسگزار باشی و این عطیه الهی مبارکت باد، او به رشد دلپذیر برسد و تونیز ازنیکی و خیرش بهره مند شوی»
+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 18:5  توسط اشعری  | 

شکو فایی خانواده

معنای زندگی را در بهترین وجه خود می توان در قالب خانواده ترسیم کرد. در نگاه اوّلیه، خانواده از دو نفر یا بیشتر تشکیل شده است که دارای نقش های معیّن در محیط خانوادگی هستند؛ مانند پدر ، مادر ، خواهر ، برادر و ... . آنچه که خانواده را به عنوان اصلی ترین پایگاه و مهم ترین دانشگاه تربیتی و اخلاقی مطرح می کند چیزی فراتر از کمیت افراد خانواده و نقش های آنهاست. و آن در واقع چیزی نیست بجز کارآمدی نقش های افراد و نحوه استفاده بهینه از ظرفیت های وجودی به منظور ایجاد ارتباطی گرم و پایدار.

به خوبی روشن است که چرا نهاد خانواده در ادیان بزرگ الهی (بخصوص اسلام) از جایگاه والا و حساسی برخوردار است؛ چرا که اگر این نهاد مقدس بتواند از کمال ظرفیت وجودی خود بهره ببرد و خود را به باروری کامل برساند ، اجتماع نیز از نیروی عظیمی بهره مند می شود. در این صورت می توان در انتظار شکل گیری نیروی قدرتمند اخلاقی در جامعه بود، تا بشر امیدوارانه تر از گذشته، به آینده خود بنگرد.

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 17:50  توسط اشعری  | 

سرنوشت

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 17:40  توسط اشعری  | 

زندگی مشترک

خانواده یک سازمان کوچک و بسیار دقیق و حساس است که به حضور کامل زن و مرد به عنوان دو فرد کامل که دارای رشد فکری و شخصیتی باشند نیازمند است. هرگز مفهوم ازدواج و زندگی مشترک ، پنهان شدن یکی در ذیل عنوان و مشخصات و اهداف دیگری نیست. آنچه که لازمه یک زندگی زناشویی موفق است احترام متقابل و تساوی حقوق زندگی بین زن و مرد است. حال اگر زنی بخواهد در هر مورد شانه از زیر بار مسئولیت ها خالی کند هر گونه امکان رشد و پرورش فکری را از خود سلب کرده است. گروهی دیگر از زنان هم همواره مردان را مورد ستایش قرار می دهند. آنچه که لازم است در اینجا یادآور شویم این است که ستایش کردن مردی برای محاسن اخلاقی وی ، هم منطقی است و هم زیبا. اما اگر بخواهیم مردان را مورد ستایش قرار دهیم فقط به این دلیل که آنها موجوداتی از نوع مخالف ما هستند نه تنها منطقی و پسندیده نیست بلکه کاری بس احمقانه می باشد. اینگونه رفتارها یک وابستگی مداوم و سلطه کامل را برای ما می آفریند و سبب می شود همانند یک کودک در انتظار شنیدن یک کلمه ستایش آمیز او بمانیم که شاید او هرگز به زبان هم نیاورد. اگر زنی بدون علت و بی هیچ شناخت شخصیتی زبان به ستایش یک مرد گشود دیگر نمی تواند از حقوق مساوی و آزادی و سازندگی شخصیتی برای خودش دم بزند.

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 17:36  توسط اشعری  | 

مرز گذاری

ازدواج با مردی که همسر خود را از دست داده فقط به تحمل سوگ و اندوه و ناراحتی او و ملایمت ختم نمی شود. احساسات شما هم مهم هستند و باید برای آنها ارزش قائل شد، هرچند که دنیای بیرون آنها را پیش پا افتاده و غیرواقعی تلقی کند.

خیلی از زنان چنین مردانی وقتی شوهرشان زن قبلی را "همسر اولم" یا "همسرم" یاد می کنند ناراحت می شوند. اگر شما هم چنین هستید باید این موضوع را قاطعانه با همسرتان درمیان بگذارید و از او بخواهید که به همان اندازه که شما نسبت به سوگ و ناراحتی او حساس هستید او نیز نسبت به این قبیل حساسیت های شما آگاه باشد.

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 17:24  توسط اشعری  | 

طلاق عاطفی

آیا طلاق عاطفی یک مشکل پیش رونده است که در چند مرحله ظهور پیدا می‌کند؟ نشانه‌های هر مرحله کدام است؟

طلاق عاطفی معمولا تدریجی است و در پی ناکامی‌های مکرر و عدم‌ارضای خواسته‌های روانی، مالی، فرهنگی و... خودنمایی می‌کند. ولی در موارد نادری نیز، انگ یا برچسب ناروای ناموسی به‌ویژه نسبت دادن روابط جنسی خارج از زناشویی به یکدیگر می‌تواند سریعا ریشه‌های علایق مهربانانه را در دل‌ها به احساس‌های قهرآمیز و خصمانه تبدیل کند. در چنین حالی اغلب، طرفین کنترل خود را از ‌دست می‌دهند و ممکن است به پرخاش و خشونت بپردازند ولی اگر زن و شوهر همراه پدر و مادر و دیگران زندگی کنند و توان خویشتنداری داشته باشند، خشم خود را درون می‌ریزند، فشارهای زیادی را تحمل می‌کنند و می‌کوشند از نظر فضایی و مکانی از هم دوری جویند و از نظر عاطفی نیز بی‌تفاوت باشند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 19:49  توسط اشعری  | 

رفـتارهای زناشوئی

رابطۀ همسران سه مولفه اساسی دارد که درباره بقیه روابط انسانی نیز مصداق می یابد. این مؤلفه ها به منزله سنگ بنای رابطۀ همسران است و پیش از بررسی آن این فصل را با یک لطیفه شروع می کنیم. معروف است که وقتی دو نفر با هم ازدواج می کنند در سال نخست زن حرف می زند و مرد گوش می دهد، و از سال سوم به بعد، هر دو حرف می زنند و همسایه ها گوش می دهند!

تأملی دقیق و صبورانه در این لطیفه بسیار ساده چشم انداز رابطه زناشویی را  به خوبی روشن می کند. در هر سه بخش این لطیفه زن و مرد به هم گوش نمی دهند در حالی که گوش دادن مقدمۀ همدلی، و درک متقابل لازمۀ مدیریت تعارض است. رابطه انسانی رابطه منحصر به فرد و مقوله ای سه مؤلفه ای است. این مؤلفه های سه گانه سنگ بنای رابطۀ انسانی را تشکیل می دهد و نقصان در هر یک بر دیگر مؤلفه ها تأثیر بسزایی می گذارد. تعارض و کشمکش بین همسران حاصل و برآیند اختلال و تقابل در این نظام سه مؤلفه ای رابطه. مؤلفه های رابطه به قرار زیر است: همدلی، اعتماد، صمیمیت.


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 19:10  توسط اشعری  | 

بیماری

سرطان ها در واقع بیماری هایی هستند که ممکن است ما را درگیر کنند. ولی این گروه از بیماری ها تفاوت عمده ای با سایر بیماری ها دارند. سرطان ها در صورتی که زود تشخیص داده بشوند، این قابلیت را دارند که با اقدامات درمانی بسیار ساده تر از شیمی درمانی یا عمل های جراحی، درمان بشوند. در صورتی که در این مرحله سرطان ها تشخیص داده بشوند قابل درمان هستند بدون اینکه عوارض سختی در بدن فرد بگذارند و یا مخارج سنگین درمان های پیشرفته را به فرد تحیمل بکنند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 18:58  توسط اشعری  | 

ناسازگاری در زندگی زناشوئی

نگاهی  به ناسازگاری در زندگی زناشویی

 

نگاهي به ناسازگاري در زندگي زناشويي وقتي‌ آب‌تان‌ به‌يك‌جوي نمي‌رود.دلت مي‌خواهد فرياد بزني و از ته دل به سرنوشت خودت فحش بدهي. دلت مي‌خواهد مقصر را پيدا كني و هر چه روي دلت مانده را به او بگويي و دلت خنك شود. شوهرت هم دلش مي‌خواهد به ميز مشت بكوبد و سرش را به ديوار بزند. 

شايد او هم اگر مقصر را پيدا كند مشتي به چانه‌اش بزند تا از دست اين همه كينه خلاص شود.زندگي‌تان جهنم شده است. چشم ديدن همديگر را نداريد در حالي كه مي‌دانيد همديگر را هم دوست داريد اما انگار براي هم ساخته نشده‌ايد. نمي‌شود ديگر! انگار هيچ وقت آب شما دو نفر توي يك جوي نمي‌رود و مثل دوتا خط موازي يا بايد از هم دور باشيد يا نزديك شدن به فكر و احساس هم برايتان غيرممكن است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 18:51  توسط اشعری  |